خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





همسرداری شهدا

    مهندس


    شهید حسن آقاسی زاده


    وقتی می اومد خونه ، دیگه نمی ذاشت من کار کنم . زهرا رو می ذاشت رو پاهاش و با دست به پسرمون غذا میداد.
    میگفتم : یکی از بچه ها رو بده به من.
    با مهربونی میگفت: نه شما از صبح تا حالا به اندازه کافی زحمت کشیدی.
    مهمون هم که میاومد ، پذیرایی با خودش بود. دوستاش به شوخی میگفتن : مهندس که نباید تو خونه کار کنه!
    میگفت: من که از حضرت علی (ع) بالاتر نیستم. مگه به حضرت زهرا کمک نمیکردند؟.
    این مطلب تا کنون 28 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    همسرداری شهدا

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر